الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

222

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« و هنگامى كه پيرى ، اطراف سرم را سفيد كرد » . « و مرا ناگزير ساخت تا خضاب به كار برم » . « از لهو بازماندم و آن را به حال خودش گذاشتم » . « در زمانه شگفتيهايى است براى كسى كه دو حالتش را تجربه كند ! » . « و اگر انسان خردمند اصيلى ، انديشه‌اش را در مورد آن به كار گيرد » . « از آن عبرتى مىيابد كه در دوران زندگى به كارش مىآيد » . ( 1 ) امام حسين عليه السّلام بالبداهه به وى چنين پاسخ داد : فما رسم شجانى قد * محت آيات رسميه سفور درجت ذيلين * فى بوغاء قاعيه هتوف حرجف تترى * على تلبيد ثوبيه و ولاج من المزن * دنا نوء سماكيه اتى مثغنجر الورق * بجود من خلاليه و قد احمد برقاه * فلا ذم لبرقيه و قد جلل رعداه * فلا ذم لرعديه ثجيج الرعد ثجاج * اذا أرخى نطاقيه فاضحى دارسا قفرا * لبينونة أهليه « هيچ نشانه‌اى كه آثارش نابود شده باشد ، مرا اندوهگين نسازد » . « آنچه همچون گرد و خاكى كه همراه باد به هر طرف پراكنده شده باشد » . « بادهايى كه زوزه كشد و هواى سردى كه جامه‌ها را بر هم انباشته مىكند » . « و ابرى كه در آسمان پيش مىآيد و نزديك مىشود » . « ابرى تيره كه پيش مىآيد و از ميان آن بخشش نثار مىشود » . « ابرى كه برقى ستوده دارد و هيچ نكوهشى بر برق آن نباشد » .